محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
170
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
غازى مشاراليه از حضرت خداوندگار عفو تقصير پاشايان را استدعا كرد . بنا به استدعاى مشار اليه ، هر دو مظهر عفو و عاطفت شدند و حكم خداوندگار شرف صدور يافت كه دزدار آقا پاشايان را از محبوسى معاف بدارد و همچنين عفو و اغماض گناههاى شادى پاشاى بيگلربيگى سابق و فائق بيگ حاكم سيواس و سليمان بيك حاكم قيصريه و قرجه پاشا و احمد چلبى را كه بنا به تقصير بى اجازت از دياربكر آمدن آنها ، در ادرنه حبس گرديده بودند ، استدعا نمود و حضرت خداوندگار نيز آنها را عفو فرمود . حكم همايون به قاضى و به داروغهء ادرنه ، در باب تخليه سبيل مشار اليهم ترقيم و به توسط بوزدغان چاوش اسبال گرديد كه از حبس آزاد شوند و از جانب حكام مستقل خلاف المله اخلاق و الاخيا و بغدان - مولدوانيا - و جزيرهء ساقز - شيو - ايلچىها آمده ، مرسوم معمول و معلومى خودشان را به خزانه عامره ايصال داشتند . روز بيست و چهارم ديوان شد . حكم همايون صادر گشت كه حضرت شاهزاده به ازدر صاروخان كه محل حكومتشان بود ، اقامت گزينند و قاسم بيگ عجمى نيز به ازدر در كمر مشغول به كشتى سازى شود و جعفر آقا نيز شروع به امور دريابيگى خود نموده ، كشتى به اطراف لنگرگاهها ارسال بدارد . روز بيست و پنجم با هزار اعزاز و اكرام و اجلال و افخام ، حامل رايت فتح آيت پادشاهى ، با نقاره خانهء مخصوص سفرى شاهنشاهى به عزم سفر مشرق به بلده اسكدار عبور و كوچ كردند . اركان دولت كه وزير دلير مشار اليه را تشييع كرده بودند ، مراجعت نموده ، باز به ديوان آمدند . حضرت خداوندگار به عزم تفرّج سوار شدند و حسين پاشا را خواسته ، از او بعض احوال پرسيدند . در سلخ ماه مذكور ، حضرت خداوندگار در قايق نشسته ، بالشوكة و الاجلال از دريا عبور كرده ، عمارت سلطنتى را به مقدم همايونشان مشرّف و مزيّن فرمودند . اعيان و اركان ديوان و عملهء خلوت و ساير مردم نيز از عقب همايون عبور به اسلامبول نمودند . وقايع شهر ربيع الآخر سنهء 922 روز غرّه اين ماه ديوان شد . قاضى عسكرها را حضور نخواستند . حسين پاشا را دعوت به حضور نمودند . شرفخانبيگ امير تبليس و خليلبيگ ايوبى امير حصن كيف و مولانا ادريس بدليسى و گماشتگان اتاقبيگ از امراى نامدار اكراد ، دست بوسيده پيشكشهاى خودشان را تقديم نمودند . روز بيستم اين ماه ، نگارندهء اين يادداشت كه بندهء درگاه ديدار حيدر چلبى هستم ، در معيت سنان پاشاى سردار و صدر اعظم داخل آق شهر شدم . از قره حميد چاپارها آمده ، خبر آوردند كه محمد پاشاى بيقلى با قرهخان جنگيده او را كشته ، و شكست به اردوى او داده ، از مآل عريضهء امير الامرا معلوم شد كه در اين جنگ ، از امراى شاه اسماعيل هجده نفر و از افراد